مسابقه درس هایی از قرآن

( سایت حجت الاسلام و المسلمین قرائتی )

اختصاصات پيامبر اكرم(صلي الله عليه و آله) (2)

تاریخ آغاز:۰۵-۱۱-۹۱

تاریخ پايان:۱۱-۱۱-۹۱

همچنین می توانید با ارسال عدد 5 رقمی در ادامه مطلب به شماره پیامک 3000114  در مسابقه پیامکی بصورت جداگانه شرکت کنید.


درس:

بسم الله الرحمن الرحيم

«الهي انطقني بالهدي و الهمني التقوي»

چون بحثمان راجع به پيغمبر است، همه ما با هم «اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ».

اختصاصات پيغمبر را يك جلسه گفتيم. فكر مي‌كردم يك جلسه تمام شود، ديشب هم كه مطالعه مي‌كردم پيش‌بيني مي‌كردم يك جلسه تمام نخواهد شد. و تمام هم نشد. البته اگر شرحش بدهيم دهها جلسه مي‌شود. منتها ما عبوري هم كه رد كرديم يك جلسه نشد. اين جلسه‌ي دوم است. اختصاصات پيغمبر اسلام، جلسه دوم يك چيزي برايتان بگويم. بعضي‌ها وقتي اسم امام را مي‌نويسند (ع) مي‌گذارند. يعني عليه السلام. يا پيغمبر را (ص) مي‌نويسند. يعني (صلي الله عليه و آله و سلم). حديث داريم اگر صلوات را بنويسيد تا مادامي كه اين صلوات روي كاغذ است، شما اجر مي‌بريد. اين همه ولخرجي مي‌كنيد، حالا به (عليه‌السلام) كه رسيديد صرفه‌جويي مي‌كنيد. قشنگ بنويسيم (صلي الله عليه و آله و سلم) (صلوات حضار)

عزيزاني كه پاي تلويزيون جلسه‌ي قبل نبودند براي اينكه در جريان قرار بگيرند. گفتيم: نام پيغمبر ما مكتوب در تورات و انجيل است. يعني نام و نشانش هست. چنان پيغمبر را مي‌شناختند همانگونه كه فرزندانشان را مي‌شناختند. خاتم النبيين است. براي هيچ پيغمبري نيامده كه خاتم است و خاتميت دو تا پيام دارد. يعني دين كامل است و دين تحريف نشده است. «أَسْرى‏ بِعَبْدِه‏» (اسرا/1) معراج رفت كه جز حضرت عيسي كس ديگري نرفته است.

«أَطيعُوا اللَّه‏» گفتيم بيش از ده بار در قرآن «أَطيعُوا اللَّه‏» داريم، «أَطيعُوا اللَّه‏» خالي در قرآن نداريم. هرجا مي‌گويد: «أَطيعُوا اللَّه‏»، «أَطيعُوا الرَّسُول‏» هم گفته است. گفتيم خداوند مي‌گويد: فضل خدا بر تو عظيم است. نزديك ترين قرب به خدا را پيغمبر ما دارد. «ثمُ‏َّ دَنَا فَتَدَلىَ‏» (نجم/8) «فَكاَنَ قَابَ قَوْسَينْ‏ِ أَوْ أَدْنىَ» ‏(نجم/9) قرآن مي‌گويد: «وَ رَفَعْنا لَكَ ذِكْرَكَ» (شرح/4) نام تو را بلند قرار داديم. «أَعْطَيْناكَ الْكَوْثَرَ» (كوثر/1)، «لِيُظْهِرَهُ عَلَى الدِّينِ كُلِّه‏» (توبه/33) اسلام كره‌ي زمين را... اينها حرف‌هاي جلسه قبل بود با توضيحاتش. و اما اين جلسه.

1- لطف و عنايت ويژه خداوند به پيامبر اكرم

1- «ما وَدَّعَكَ رَبُّكَ وَ ما قَلى‏» (ضحي/3) آيه‌ي قرآن است. يك چند صباحي وحي نازل نشد. مردم گفتند: خدا پيغمبر را رها كرده. با پيغمبر قهر كرده است. «وَدَّعَكَ» يعني توديع، مي‌گويند: مراسم توديع. توديع يعني خداحافظي. گفتند: خدا با پيغمبر خداحافظي كرده. آيه نازل شد نخير! «ما وَدَّعَكَ رَبُّكَ وَ ما قَلى» هركجا به پيغمبر نيش زدند، خداوند لب‌هايشان را قيچي كرد.

اين آقاياني كه كاريكاتور براي پيغمبر درست مي‌كنند، به پيغمبر ما جسارت مي‌كنند، با چه كسي طرف هستند. به پيغمبر گفتند: مجنون، پيغمبر جن زده است. ديوانه است. خدا فرمود: «ما أَنْتَ بِنِعْمَةِ رَبِّكَ بِمَجْنُونٍ» (قلم/2) آنها گفتند: مجنون، خدا گفت: به لطف خدا مجنون نيستي... به پيغمبر گفتند: ابتر... بي‌عقبه است. خدا گفت: «إِنَّ شانِئَكَ هُوَ الْأَبْتَرُ» (كوثر/3) خودت بي‌عقبه هستي. به پيغمبر گفتند: ساحر، شاعر، خدا گفت: «وَ ما عَلَّمْناهُ الشِّعْر» (يس/69) نخير شاعر نيست. به پيغمبر گفتند: كاهن، خدا در قرآن فرمود: نخير، كاهن هم نيست. گفتند: يك كسي پشت پرده به پيغمبر چيز ياد مي‌دهد. «يُعَلِّمُهُ بَشَر» (نحل/103) «يُعَلِّمُهُ بَشَر» يعني يك بشري به او تعليم مي‌دهد. خدا گفت: «الرَّحْمَانُ، عَلَّمَ الْقُرْءَانَ» (الرحمن/1 و2) آنكه به پيغمبر ياد مي‌دهد خداي رحمان است. هرچه نيش زدند خدا قيچي كرد و «إِنْ شاءَ اللَّه‏» اين جسارت كنندگان پيغمبر هم خدا لب‌هايشان را، فكرشان را، توطئه‌هايشان را همه با هم قيچي مي‌كند.

راهپيمايي، پرچم آمريكا و اسراييل را آتش زدن اينها همه كارهاي خوب و مفيدي بود. سند هم داريم بله، سند داريم. يكي از بت‌هاي درشت و مهم بت هبل بود. وقي بت را شكستند و از كعبه بيرون انداختند، فرمود: اين بت را اينجا خاك كنيد. بابي بود به نام باب بني شيبه، و الآن هم هركس مكه مي‌رود مي‌گويند: مستحب است از اين در برود. يعني اين بت زير پايتان باشد.

حالا چون شب جمعه بحث را گوش مي‌دهيد، من هم يك دعا مي‌كنم چند ميليون آمين بگوييد.خدايا به آبروي پيغمبر تمام طرح‌ها عليه اسلام و مسلمين خنثي، طراحانش را كه قابل هدايت نيستند نابود بفرما. بالاخره اين دعاها يكي‌اش مستجاب مي‌شود. راهپيمايي‌تان را بكنيد.پرچم‌هايتان را هم هركاري داريد انجام بدهيد، ما هم كه حال راهپيمايي نداريم نفرين‌تان كنيم.          كسي حريف اسلام نمي‌شود.

يك حركتي در كربلا شد، اين زيارت عاشورا، «اللَّهُمَّ الْعَنْ أَوَّلَ ظَالِمٍ ظَلَمَ حَقَّ مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ وَ آخِرَ تَابِعٍ لَهُ عَلَى ذَلِكَ» (زيارت عاشورا) «اللَّهُمَّ الْعَنْ...» «اللَّهُمَّ الْعَنْ...» حالا...

«ما وَدَّعَكَ رَبُّكَ وَ ما قَلى» گفتند: خدا با پيغمبر توديع كرده، ديگر مدتي است وحي نازل نمي‌شود. آيه نازل شد «ما وَدَّعَكَ» نخير توديع نكردم. اصلاً خداوند گاهي وقت‌ها به پيغمبر مي‌گويد: مي‌دانم در چه حالي هستي. «يَأَيهَُّا الْمُزَّمِّلُ» (مزمل/1) سوره‌ي مزمل، «يا أَيُّهَا الْمُدَّثِّرُ» (مدثر/1) سوره‌ي مدثر. مزمل و مدثر يعني اي كسي كه ملحفه به خودت پيچيده‌اي. يعني مي‌خواهد بگويد: من الآن مي‌دانم لباس تو چيست. نه اينكه كلياتش را بلد هستم. ريزش را بلد هستم. ريزش را بلد هستم....

2- عصمت چشم و زبان و قلب پيامبر

از اختصاصات پيغمبر، پيغمبر ما عضو عضوش معصوم است. چشم پيغمبر هم معصوم است. چيه؟ «ما زاغَ الْبَصَر» (نجم/17) بصر يعني چشم. باز كردن چشم. «ما زاغَ الْبَصَر» يعني چشم پيغمبر كج نرفت. زبان پيغمبر كج نرفت. «وَ ما يَنْطِقُ عَنِ الْهَوى‏» (نجم/3) نق پيغمبر براساس هوس نيست. قلب پيغمبر منحرف نشد. «ما كَذَبَ الْفُؤاد» (نجم/11) همه قرآن هست. باقي انبياء را كلي مي‌گوييم معصوم هستند. اما تو را مي‌گوييم: چشمت معصوم است. قلبت معصوم است. زبانت معصوم است. عصمت در عصمت در عصمت.

بعضي گل فروش‌ها كه به شيشه‌شان مي‌نويسند گل فروشي، كلمه‌ي گل را هم با گل مي‌نويسند. مثلاً (گ) گل، و لام گل، اين لام را درونش را پر مي‌كنند از گل. مي‌خواهد بگويد: همه‌اش گل است. گاهي مي‌گويند: فلاني شيرين است. گاهي مي‌گويند: اصلاً شكر است. اين شكر است يعني بالاتر از شيرين است. شيرين است، شيرين است. ولي شكر است، يعني سر تا پا. پيغمبر سر تا پا عصمت است. قلب پيغمبر «ما كَذَبَ الْفُؤاد» چشم پيغمبر «ما زاغَ الْبَصَر»، زبان پيغمبر «وَ ما يَنْطِقُ عَنِ الْهَوى‏»، افتخار كنيم. خدايا شكر كه دستمان را در دست معصوم گذاشتيم. يك چيز ديگر هم بگويم. كساني كه انبياء را قبول ندارند، چه پيغمبر اسلام، چه ديگران، و مي‌گويند: همين رهبراني كه فعلاً هستند، رئيس جمهورها و شاه‌ها و اين رهبرهايي كه در كشور هستند، اينها رهبر ما هستند، و به عقل خودشان تكيه مي‌كنند، اين‌ها خدا را نشناختند. يعني خدا دست بشر را در دست فاسق مي‌گذارد، بگذاريد توضيح بدهم.

3- سپردن بشر به رهبران فاسق، ظلم به بشريت

در قرآن كلمه‌ي «لَكُم» زياد است. «لَكُم» يعني چه؟ براي شما. «خَلَقَ لَكُم‏» (بقره/29)، «سَخَّرَ لَكُم‏» (ابراهيم/32)، «مَتاعاً لَكُم‏» (مائده/96)، اين همان است كه شاعر مي‌گويد: ابر و باد و ... هستي براي بشر است. بشر براي چيست؟ بشر براي اينكه «وَ ما خَلَقْتُ الْجِنَّ وَ الْإِنْسَ إِلاَّ لِيَعْبُدُونِ» (ذاريات/56) هستي براي بشر، بشر براي اينكه راه خدا را برود. آنوقت خداوند هستي را براي بشر بيافريند، به بشر بگويد: راه خدا را برو، آنوقت دستش را در دست فاسق بگذارد. اين مي‌شود؟ ولذا قرآن مي‌گويد: «وَ ما قَدَرُوا اللَّهَ حَقَّ قَدْرِه‏» (انعام/91) خدا را نشناختند آنطور كه بايد بشناسند. چطور؟ گفتند: پيغمبر نيست، خودمان و عقلمان. آخر عقل من و تو كه هي اشتباه مي‌كند. اينكه پشيمان مي‌شوي پيداست عقلت نمي‌رسد. مگر انسان عاقل نيست، چرا عاقل هست، عقلش كم است. بارها گفتم كه عقل بشر مثل ترازوي زرگرهاست. ترازوي زرگرها ترازو است اما غير طلا را نمي‌شود با آن كشيد. عقل ما يك عقل جزئي است. اگر عقل كل بوديم كه پشيمان نمي‌شديم. آمار پشيماني‌ها دليل بر اين است كه عقل ما كامل نيست. آمار طلاق‌ها دليل بر اين است كه انتخاب همه درست نيست. نمي‌شود خدا، ابر و باد و مه و خورشيد براي بشر، هدف بشر اين است كه راه خدا را برود، آنوقت دستش را در دست يك رئيس جمهور بگذارد. يا اين رهبرهاي فاسق. بايد دست بشر در دست معصوم باشد. و زماني كه دستمان در دست امام زمان نيست، گفتند: فقيه جامع‌الشرايط. يعني فقيهي كه در عمرش از او گناه سراغ نداشته باشي. هوسي در وجودش نباشد. وگرنه دست بشر در دست مثل بشر خسارت است. آن شبي كه مادر ما را زاييد، آزاد زاييد. به چه دليلي من عقب شما بروم؟ تو هم يكي، من هم يكي. به چه دليل شما عقب من بروي؟

4- نصرت و ياري الهي به پيامبر اسلام و پيروانش

خوب، «أَيَّدَكَ بِنَصْرِه‏» (انفال/62) خدا در قرآن مي‌گويد: «أَيَّدَكَ» تو مورد تأييد من هستي. «بِنَصْرِه‏» با نصرت الهي، با ياري خداوند تو تأييد مي‌شوي، نترس! باز از آيه‌اي كه مخصوص پيغمبر است و همه ايراني‌ها تقريباً، خيلي از ايراني‌ها حفظ هستند. يك كلمه‌اش را مي‌گويم باقي‌اش را همه ايراني‌ها خواهند گفت. «إِنَّا فَتَحْنا لَكَ فَتْحاً مُبيناً» (فتح/1) آيه‌ي قرآن است. يك پيروزي، پيروزي روشن نصيب تو مي‌شود. اين تعبير را خدا نسبت به پيغمبرهاي ديگر انجام نداده. اختصاصات پيغمبر است.

يك آيه‌ي ديگر، قرآن مي‌فرمايد: «يُتِمُّ نِعْمَتَهُ عَلَيْك‏» (يوسف/6) «يُتِمُّ» يك لطيفه مي‌خواهم بگويم، تفسيري است. يك خرده فني و آخوندي است. ولي «الْحَمْدُ لِلَّه‏» الآن ديگر مردم ما بدنه‌شان...

«يُتِمُّ» حالا من بپرسم ببينم. «يُتِمُّ» فعل ماضي است يا مضارع؟ با هم بگوييد... مضارع. در قرآن يكجا مي‌گويد: «يُتِمُّ» يعني در آينده تمام خواهم كرد. قبله را عوض مي‌كند سال دوم هجري، يكجاي ديگر مي‌گويد: «يُتِمُّ نِعْمَتَهُ» سه چهار جاي قرآن مي‌گويد: «يُتِمُّ». در قرآن سه تا «يُتِمُّ» است. در آينده تمام خواهم كرد. در آينده تمام خواهم كرد. به غدير خم كه مي‌رسد نمي‌گويد: «يُتِمُّ»، مي‌گويد: «أَتْمَمْت» (مائده/3)‏. گرفتيد چه شد؟ يعني كار تمام شد. مثل اينكه تمام«يُتِمُّ»‌ها منتظر نصب اميرالمؤمنين بودند.

علي بن ابي طالب، اميرالمؤمنين(ع) كه در غدير خم تثبيت شد، آنوقت آنجا نگفت «يُتِمُّ»، «يُتِمُّ» يعني «أَتْمَمْتُ عَلَيْكُمْ». يعني آن وعده‌اي كه دادم، نصب اميرالمؤمنين بود. «يُتِمُّ»، «يُتِمُّ»، «يُتِمُّ»، «أَتْمَمْتُ». خيلي قشنگ است. اين آيات قرآن را وقتي به هم پيوند مي‌زني، عين شاخه‌هاي درختان هستند كه وقتي به هم پيوند مي‌دهي يك ميوه‌ي ديگر از آن درمي‌آيد.

مثلاً داريم مسجد مي‌رويد با خودتان زينت ببريد. «خُذُوا زينَتَكُمْ عِنْدَ كُلِّ مَسْجِد» (اعراف/31) آيه‌ي قرآن است. يعني مسجد مي‌رويد زينت ببر. خوب زينت ببر يعني چه؟ مي‌گويد: «الْمالُ وَ الْبَنُونَ زينَة» (كهف/46) مال و اولاد زينت است. مسجد مي‌روي زينت ببر، يعني يك خرده پول در جيبت بگذار، آنجا به فقير بده. وقتي مسجد مي‌روي دست بچه‌ات را هم ببر. كه بچه‌ات هم مسجدي شود. يكجاي قرآن مي‌گويد: «الْمالُ وَ الْبَنُونَ زينَة». جاي ديگر مي‌گويد: «خُذُوا زينَتَكُمْ عِنْدَ كُلِّ مَسْجِد». مال و اولاد زينت است، جاي ديگر قرآن مي‌گويد: مسجد مي‌روي زينت ببر. هم مال و هم اولاد. دست بچه‌ات را بگير، پول هم در جيبت بگذار. وقتي اينها را به هم مي‌زني خيلي قشنگ است.

گاهي انسان يك لطيفه‌هايي را در قرآن مي‌بيند، لذت مي‌برد مي‌گويد: اَه... يك مقداري بايد يك كاري كنيم كه ديگر در جمهوري اسلامي كسي نباشد كه نتواند قرآن بخواند. كاري ندارد. يك كاري كنيم روي قرآن، بعد هم ترجمه‌ي قرآن و بعد هم تفسير قرآن. شبي يك ربع، بيست دقيقه براي اين كار بگذاريم. خوب ديگر چه؟     

«وَ يَنْصُرَكَ اللَّهُ نَصْراً عَزيزاً» (فتح/3)، «يَنصُرُ» خدا تو را نصرت مي‌كند. پيروزت مي‌كند، منتها «نَصْراً عَزيزاً»، عزيز يعني چه؟ كلمه‌ي عزت، يعني نفوذ ناپذير. دستي كه چرب است، آب بريزي اين چربي آب را پس مي‌زند. مي‌گويند: اين دست عزيز است. يعني آب به خوردش نمي‌رود. آب را پس مي‌زند. زميني كه بيل مي‌زني، كلنگ مي‌زني فرو نمي‌رود، مي‌گويند: «ارضٌ عزاز» اين زمين عزيز است. يعني نوك بيل در او اثر نمي‌گذارد. عزيز است يعني نمي‌شود در او اثر كرد. امام حسين را شاعر مي‌گويد: بدنش را توانستيد سوراخ سوراخ كنيد، اما عزتش سوراخ نشد. هركاري كرديد، گفت: نه، زير سم اسب مي‌روم زير بار زور نمي‌روم. «هَيهَاتْ مِنّا الذِلَّة» (لهوف/ص97).

5- توطئه‌هاي دشمنان عليه اسلام و مسلمانان

تحريم‌ها، فشارها، همين پايين و بالا شدن قيمت‌ها، كمبودها، همه براي اين است كه بگوييم بله. امام حسين فرمود: حتي خوراك نداشته باشم، بله نمي‌گويم. آب براي علي اصغر ندارم ولي بله نمي‌گويم. جبّه هم ندارم. چون جبّه‌ي امام حسين را هم كندند. بله نمي‌گويم. مسكن هم ندارم، چون خيمه‌ام را هم آتش زدند. الآن اصول دين مردم سه تاست. بعضي از كشورها مي‌گويند اصول دين سه تاست. خوراك، پوشاك، مسكن. بعداً گفتند: خانه و ماشين و تلفن. بعداً گفتند: استخدام رسمي، بيمه، اضافه كار. اين اصول دين بعضي از افراد است. اصول دين سه تاست. خوراك، پوشاك، مسكن. نه خوراك داشت، آب خوردن. نه پوشاك داشت، جبّه. نه مسكن داشت، خيمه‌اش را هم آتش زدند. هيچي نداشت. اما بالاخره بله نگفت. مي‌گويد: يك نصرتي به تو بدهم كه عزيز هستي. يعني مثل كلنگ كه در زمين فرو نمي‌رود، هيچ عاملي در تو نفوذ نكند. الآن دنيا وقتي مي‌نشينند براي جمهوري اسلامي طراحي مي‌كنند، فوقش مي‌توانند چه كار كنند؟ تمام مكه بسيج شدند براي اينكه پيغمبر را بكشند. از سر ديوار خانه‌ي پيغمبر ريختند. همان شبي كه علي بن ابي طالب جايش خوابيده بود. يعني يك شهر خواستند يك نفر را از بين ببرند نشد. آنوقت خدا چطور كرد؟ با تار عنكبوت پيغمبر را حفظ كرد. تار عنكبوت را قرآن مي‌گويد: «أَوْهَنَ الْبُيُوت‏» (عنكبوت/41) يعني با سست‌ترين ابزار سفت‌ترين توطئه‌ها را، آمريكا كجا و شن طبس كجا. آمريكا كجا و شن طبس كجا؟ يادمان نرود. «وَ يَنْصُرَكَ اللَّهُ نَصْراً عَزيزاً». ديگر چه؟

«إِنَّا كَفَيْناكَ الْمُسْتَهْزِئينَ» (حجر/95) اين هم آيه‌ي قرآن است. پيغمبر، خيلي تو را مسخره مي‌كنند. اما «إِنَّا كَفَيْناكَ الْمُسْتَهْزِئينَ» ما مسأله را حل مي‌كنيم. چقدر فيلم مي‌سازند براي اينكه... فيلم‌هايي مي‌سازند عجيب و غريب... حالا يك صلواتي بفرستيد. (صلوات حضار)

يك بنده خدايي روي منبر سخنراني مي‌كرد، يك مشت بچه نشسته بودند، مسؤولين كشوري و لشگري وارد شدند. اين رئيس هيأت آمد بچه‌ها را بلند كرد و مسؤولين را نشاند. آن بنده خدا روي منبر گفت: آقاجان، بچه‌ها اگر خودشان بلند شوند، طوري نيست. به مسؤولين احترام كنند. اما اين بچه‌ها مسؤولين را نمي‌شناسند. تو رئيس هيأت آمدي بچه‌ها را به زور بلند كردي. كسي اگر كسي را با زور بلند كني و جايش بنشيني غصبي است و نمازت هم باطل است. حتي بچه‌ي دو ساله را بلند كني رئيس جمهور نماز بخواند، نماز رئيس جمهور هم باطل است. حكم اسلام اين است. وقتي آن آقا روي منبر بود ديد رئيس هيأت بچه‌ها را بلند كرد و مسؤولين را نشاند، روي منبر گفت: آقا حرف من قطع، اين كار من درست نبود. از مسؤولين تشكر مي‌كنم كه تشريف آورديد، خوش آمديد. ولي اگر جسارت نيست بلند شويد يك جاي ديگر بنشينيد. جاي بچه‌ها ننشينيد. آنها هم بلند شدند و جاي بچه‌ها نشستند، به بچه‌ها گفت: سر جايتان بياييد. بچه‌ها كه سر جايشان آمدند، خوب گوش بدهيد چه مي‌خواهم بگويم، لطيف است. بچه‌ها از پايين منبر چنين كردند. هي لبشان را بوسيدند و به آقا بالاي منبر پرت كردند. (خنده حضار) اين فيلم را داشته باشيد، كه براي يك روحاني بود روي منبر، كه عكس‌العمل بچه‌ها بود. اين آقا روي منبر اين را... اين فيلم را قيچي كردند، كنار يك خانم بسيار زيبا و بسيار... (خنده حضار) سينه باز، بازو باز، بسيار بد حجاب و پر آرايش، از اين آقا مصاحبه كردند كه آقا شما اگر يك دختري، زيبا ببيني چه مي‌كني. اين هم چنين كرده (با بيان حركت). (خنده حضار) يعني آن فيلم را وصل كردند به... گرفتيد چه مي‌گويم؟ من كه آمريكا بودم، ديدم اصلاً يك شبكه‌اي درست كردند فقط براي تخريب روحانيت. فقط آخوندها را خراب كنند. به لطف خدا، به لطف خدا، روز به روز آخوند اگر آخوند خوبي باشد، يعني اگر آب سالم باشد، هرچه هوا داغ‌تر باشد ارزش آب بيشتر مي‌شود. روزگار آخوند هيچوقت سپري نشد.

يك وقت فيلم مارمولك را درست كردند، من گفتم طوري نيست. در سمينار حج هزار و چهارصد روحاني به من انتقاد كردند كه فيلم مارمولك توهين به روحانيت است. گفتم: مارمولك كه حيوان كوچولويي است، با آخوندها چه مي‌تواند بكند؟ يك نهنگ هم يك آخوند را خورد، حضرت يونس را آخرش پس داد. (خنده حضار)

ما اگر ضعيف هستيم خودمان ضعيف هستيم وگرنه دنيا مي‌تواند امام را از بين ببرد، دنيا مي‌تواند امام صادق را از بين ببرد. چقدر جلسه درست كردند براي اينكه جلسه امام صادق را سبك كنند، جلسات ابوحنيفه و ديگران را بزرگ‌تر. خود ابو حنيفه گفت: آنچه دارم، به خاطر شاگردي امام صادق است. خيلي مهم است. بني عباس چقدر پول دادند كه امام صادق را كم رنگ كنند، شاگردهايش را پررنگ كنند، نشد و نمي‌شود. فيلم‌هايي درست مي‌كنند تلفيق از يك جمله به يك جمله، به هم گره مي‌زنند.

يك كسي آيات قرآن را به هم گره مي‌زد و مي‌گفت: «كُلُوا وَ اشْرَبُوا» (اعراف/31) بعد مي‌گفت: «مَا اسْتَطَعْتُمْ مِنْ قُوَّة» (انفال/60) يعني هرچه جان داريد، قرآن مي‌گويد: «كُلُوا وَ اشْرَبُوا وَ لا تُسْرِفُوا» (اعراف/31) بخور ولي پرخوري نكن. آنوقت «مَا اسْتَطَعْتُمْ مِنْ قُوَّة» براي دشمنان است. در مقابل دشمن تا جان داري برو جلو. مي‌گويد: «كُلُوا وَ اشْرَبُوا» تا جان داري برو جلو. يعني بخور. آيه‌ي قرآن را از يك جا به يك جاي ديگر... مگر شما دو شاخه تلفن را در برق نمي‌كني؟ دو شاخه برق را در تلفن مي‌زني. خوب در كارهاي فيلمي هم مي‌شود. خيلي آمريكا دلارهايش آتش مي‌گيرد. هي دلار خرج مي‌كند، به هيچ جا هم نمي‌رسد. تحليل‌گرهايشان هم... چه تعبيري كنم براي تحليل‌گرها. اينطور است. يك مشت از اين دكترها بعضي از اين دكترهاي جامعه‌شناس و روانشناس گفتند: آقاي قرائتي ما چون به تو علاقه داريم، يك مدتي در تلويزيون نيا. گفتم: چرا؟ گفت: از نظر روانشناسي مردم زياد ببينند تو را ول مي‌كنند و ديگر مي‌گويند: بس است ديگر اين شيخ را زياد ديديم. گفتم: حالا اگر من مي‌توانم دو تا حديث بخوانم، چرا نخوانم؟ گفتند: لااقل در آن شبكه نيا. در آن شبكه نيا. تو در هر پنج تا شبكه حرف مي‌زني؟ گفتم: من كه سراغ تلويزيون نمي‌روم. تلويزيون سراغ من مي‌آيد. حالا اگر تلويزيون گفت يك حديث بخوان، نخوانم براي چه؟ براي اينكه از نظر روانشناسي عزيز شوم.من مي‌خوانم هروقت خدا خواست فيتيله‌اش را خودش پايين مي‌كشد. اصلاً يك پشه مي‌فرستد دماغ من را مي‌گزد، دماغ من كلفت مي‌شود و خودم هم پشت دوربين نمي‌آيم. (خنده حضار) يعني وقتي بنا است تعطيل شود با يك پشه خدا سر و ته اين را جمع مي‌كند. اينطور نيست كه مي‌گويند. تحليل‌هاي ما خيلي‌هايش تحليل نيست.

6- تحليل‌هاي نادرست درباره اعتقادات ديني

يك وقتي منكرين خدا راجع به خداشناسي تحليل مي‌كردند. مي‌گفتند: ريشه‌ي ايمان به خدا، ترس است. يعني بچه كه مي‌ترسد مي‌گويد: مامان. بزرگ كه ‌شد زشت است بگويد: مامان، مي‌گويد: خدا. يعني يك وجود خيالي را، خدا وجود ندارد. كافران مي‌گفتند، خدا نيست. اينها يك خدايي در ذهنشان مي‌آورند، كه هروقت ترسيدند به آن خدا پناه ببرند. اين حرف چقدر آبكي است. اگر ريشه‌ي ايمان به خدا ترس است، پس بايد هركس ترسوتر است، ايمانش بيشتر است. حضرت علي شجاع‌ترين مرد دنيا بود. ترسو بود؟ يعني بايد بچه‌ها ايمانشان بيشتر باشد. در خانه اگر زن مي‌ترسد بايد ايمان زن بيشتر باشد. اگر مرد مي‌ترسد بايد ايمان مرد بيشتر باشد. اينطور نيست. برويد جاهايي كه ترس نيست. «بِسْمِ اللَّهِ‏»، اگر جايي ترس نبود پس بايد ايمان هم نباشد. خيلي جاها ترس نيست ولي آدم ايمان دارد. مي‌گويد: چطور عكس خروس نقاش مي‌خواهد، خود خروس نقاش نمي‌خواهد؟ من وقتي ديدم اين گل مصنوعي طراح مي‌خواهد، آنوقت گل طبيعي طراح نمي‌خواهد؟ از گل ترسيدي؟ من كي از گل ترسيدم. من مي‌گويم: چطور عكس خروس نقاش مي‌خواهد، خوب اگر عكس خروس نقاش مي‌خواهد، خود خروس كه مهمتر از عكس خروس است. خوب آن هم نقاش مي‌خواهد. خيلي وقت‌ها آدم نمي‌ترسد. آدم از اثر به مؤثر پي مي‌برد. مي‌گفت: مي‌داني چرا هواي كاشان گرم است؟ گفتيم: نه! گفت: كاشان شين دارد. گفتيم: خوب باشد. گفت: شمر هم شين دارد. شمر آن روز كه كربلا بود، هوا گرم بود، پس كاشان هوا گرم است. (خنده حضار) جالب اين است كه دانشمند هم هستند. يك تحليل ديگر برايتان بگويم از يكي از اين دانشمندان كه چقدر گاهي سقوط مي‌كنند.

راسل مي‌گويد: من قبلاً به خدا ايمان داشتم گفتم: همه چيز از خداست. اول ايمان به خدا بود. گفتم: همه چيز را خدا... بعد فكر كردم گفتم: خدا از كجاست. جوابش را پيدا نكردم. از خدا دست كشيدم. گفتم: خوش آمدي. آقاي راسل كجا رفتيد؟ مي‌گويد: نه الآن مادي شدم. مي‌گويم: همه چيز از ذرات ماده است. خوب، مي‌گوييم: جناب راسل شما گفتي همه چيز از خداست، خدا از كجاست؟ حالا اينطور سؤال كن، همه چيز از ماده است، ماده از كجاست؟ مي‌گويد: ماده از قديم بوده. مي‌گويم: خوب بگو خدا از كجا بوده؟ تو يك بوده‌ با شعور را قبول نكردي. رفتي ميلياردها بوده‌ بي‌شعور را قبول كردي؟ اين دانشمندان دنيا هستند.

من فكر مي‌كنم بعضي‌ها را توفيق الهي نيست. كج فكر مي‌كنند. باسواد هستند، باسواد است درست فكر نمي‌كند. ريشه‌ي ايمان به خدا ترس است. خوب اگر باز اينطور است، پس بايد جاهايي كه آدم نمي‌ترسد ايمان نداشته باشد. خيلي وقت‌ها آدم ترسي ندارد ولي ايمان دارد. پس بايد هركس ترسو تر است. مي‌گويد خوب... حالا بد نيست اين را هم بگويم، چون ممكن است يكي از اين طرفدارها پاي تلويزيون باشد و بگويد: آقا اگر ريشه‌ي ايمان به خدا ترس نيست، پس چرا وقتي آدم مي‌ترسد مي‌گويد: «يَا اللَّهُ»! زني كه در زايشگاه مي‌برند مي‌گويد: «يَا اللَّهُ»! در كنكور «يَا اللَّهُ»! ماشين چپ مي‌شود «يَا اللَّهُ». شما هم وقتي مي‌ترسيد مي‌گوييد: «يَا اللَّهُ». مي‌گوييم: وقت ترس رو به خدا مي‌رويم. نه كه خود خدا به خاطر ترس است. ببين شما سگ را كه مي‌بيني، يك صلوات بفرستيد... (صلوات حضار)

شما سگ كه مي‌بيني رو به سنگ مي‌روي كه برداري و دفاع كني. وقت سگ رو به سنگ مي‌روي، نمي‌توانيم بگوييم: توليد سنگ به خاطر سگ است. خوب اگر سنگ به خاطر سگ است بايد هرجا سگ نيست، باقي‌اش را هم شما بگوييد... سگ هم نباشد. بايد هرجا سگ‌اش كلفت است، سنگش هم كلفت باشد. بايد هرجا سگ‌اش ريز است، سنگش هم ريز باشد. ما وقت سگ رو به سنگ مي‌رويم، اين رو به خدا، رو به خدا فرق مي‌كند با اصل خدا. ما وقت ترس رو به خدا مي‌رويم. نه يعني خدا به خاطر ترس است. اين رو به خدا را با اصل خدا قاطي كرده است.

7- اقبال مردم و جوانان به مكتب و مراسم مذهبي

«إِنَّا كَفَيْناكَ الْمُسْتَهْزِئين‏» هرچه مي‌خواهند مسخره كنند، تحليل كنند، كاريكاتور درست كنند. دلارها خرج شود براي تحقير. چقدر فيلم و چقدر ماهواره و چقدر سي‌دي و چقدر و چقدر... تبليغ مي‌كند براي اينكه جوان‌هاي ما را منحرف كند. البته يك عده هم منحرف مي‌شوند. شوخي نداريم. اما در مقابلش شما نگاه كنيد گسترش دين را. من جوان بودم وقتي جمكران مي‌رفتم، طلبه قم بودم. ده تا بيست تا آدم جمكران مي‌رفتيم. الآن جمكران مشتري‌هاي چند صد هزار نفري دارد. سال تحويل دو تا صحن پر مي‌شد. الآن ميليوني سال تحويل در... مسجدها سال تحويل كسي نمي‌رفت. اعتكاف خبري نبود. نماز جمعه خبري نبود. كتاب‌هاي مرحوم مطهري ده هزار تا چاپ مي‌شد. الآن بعضي از كتاب‌ها تيراژ ميليوني دارد.

يك كتاب خوبي آيت الله جوادي آملي زير نظرش نوشته شده، مفاتيح الحياة، از وقتي روي فرم چاپ رفته به من گفتند: اصلاً فرصت نمي‌كنند اين فيلم را پايين بگذارند. فاصله‌ي چند ماهي چهل، پنجاه بار چاپ شد. توجه به دين كم نشده است. «إِنَّا كَفَيْناكَ الْمُسْتَهْزِئين‏». بگذار فيلم درست كنند آمريكا هر غلطي مي‌خواهد بكند. ما دم بزنگاه يك صحنه پيش مي‌آوريم، همه چيز برمي‌گردد.

خدايا به آبروي پيغمبري كه در اين جلسه و جلسه قبل كلماتي راجع به او گفتيم، به آبروي پيغمبر روز به روز دين پيغمبر را، دين اهل بيت پيغمبر را روز به روز منوّرتر، گسترش تر، و مردم را نسبت به اين مكتب عاشق‌تر، عارف‌تر، مطيع‌تر بفرما. نسل پيغمبر، قلب حضرت مهدي را از الآن تا ابد از ما راضي و ما را براي امام زمان بازوي مخلص و قداكار و وفادار قرار بده. طراحاني كه به اسلام و مسلمين ضربه مي‌زنند اگر قابل هستند هدايت، ولي اگر قابل نيستند همه طرح‌هايشان را طرح بر آب، طراحان را نابود و توطئه‌هايشان را خنثي، توطئه گران نااهل را هلاك بفرما.

«اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ وَ عَجِّلْ فَرَجَهُمْ»

«والسلام عليكم و رحمة الله و بركاته»


«سؤالات مسابقه»

1- آيه دوم سوره قلم، كدام تهمت مخالفان پيامبر را پاسخ مي‌دهد؟

1) جنون و جن زدگي

2) شاعر بودن

3) ساحر بودن

2- آيه سوم سوره نجم بر كدام ويژگي پيامبر تأكيد دارد؟

1) علم غيب

2) عصمت زبان

3) رحمت براي جهانيان

3- اتمام نعمت الهي به مؤمنان چه زماني صورت گرفت؟

1) بعثت پيامبر در مكه

2) هجرت پيامبر به مدينه

3) نصب حضرت علي در غدير خم

4- وعده خداوند به پيامبر، در برابر تلاش‌هاي دشمنان چيست؟

1) بي اثر بودن توطئه‌ها

2) تسليم شدن مخالفان

3) پيروزي نهايي مؤمنان

5- آيه 95 حجر به كدام شيوه مخالفان اسلام اشاره دارد؟

1) تهديد و توهين

2) تمسخر و تحقير

3) قتل و شكنجه


لینک شرکت در مسابقه

جهت مشاهده پاسخ ها به ادامه مطلب بروید

برچسب ها:مسابقه پیامکی،درس هایی از قرآن،جواب مسابقات قرائتی،سایت قرائتی،مسابقه قرآنی،مسابقه قرائتی،جواب مسابقات قرائتی،جواب مسابقات قرآنی،جواب مسابقات قرائتی